خرید بک لینک

گفتم بگذار ببینمش شاید شود درد اشتیاق خموش

چو بدیدم مشتاق تر شدم

وز ایوب" ایوب تر و از وصال دورتر شدم

برچسب: name,meaning,m,gif,and justice for all,like clockwork,l,es6,lost,symbol, نویسنده: مبین فدایی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 22:12

دریای شور انگیز چشمانت چه زیباستآنجا که باید دل به دریا زد همین جاستدر من طلوع آبی آن چشم روشنیاد آور صبح خیال انگیز دریاست.... گل کرده باغی از ستاره در نگاهتآنک چراغانی که در چشم تو برپاستبیهوده می کوشی که راز عاشقی رااز من بپوشانی که در چشم تو پیداستما هر دوان خاموش خاموشیم، اماچشمان ما را در خموشی گفتگوهاستدیروزمان را با غروری پوچ گشتیمامروز هم زانسان، ولی آینده ماراستدور از نوازشهای دست مهربانتدستان من در انزوای خویش تنهاستبگذار دستت را در دستم گذارمبی هیچ پروایی که دست عشق با ماست حسین منزوی

برچسب: دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست,دریای شورانگیز چشمانت,درياي شورانگيز چشمانت,درياي شورانگيزچشمان تو زيباست,دریای شورانگیز چشمان تو,دریای شورانگیز چشمان,شعر دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست,شعر دریای شورانگیز چشمانت, نویسنده: مبین فدایی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 22:12

به جست و جوی تو بر درگاه کوه می گریم؛ در آستانه ی دریا و علف. به جست و جوی تو در معبر بادها می گریم؛ در چار راه فصول، در چارچوب شکسته ی پنجره یی که آسمان ابر آلوده را قابی کهنه می گیرد. به انتظار تصویر تو این دفتر خالی تا چند...؟ تا چند ورق خواهد خورد ؟ جریان باد را پذیرفتن؛ و عشق را که خواهر مرگ است. و جاودانگی رازش را با تو در میان نهاد؛ پس به هیئت گنجی در آمدی : بایسته و آزانگیز؛ گنجی از آن دست که تملک خاک را و دیاران را از این سان دلپذیر کرده است! نامت سپیده دمی ست که بر پیشانی آسمان می گذرد « متبرک باد نام تو » و ما همچنان دوره می کنیم شب را و روز را... هنوز را

برچسب: مرثية,مرثيه حزينه,مرثيه امام حسين,مرثيه في الاب,مرثيه خواني,مرثيه الملك عبدالله,مرثيه خالد التويجري,مرثيه في الام,مرثيه الام,مرثيه في الاخ, نویسنده: مبین فدایی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 22:12

پرنده! همقفس! هم خونه ي من! زمستون رفت و شد فصل پریدن همین دیروز تو از این خونه رفتی ولی از اومدن چیزی نگفتی تو را در حنجره یک دشت آواز تورا در سر هوای خوب پرواز من اینجا خسته و غمگین و تنها نمیدونم که می مونم تا فردا دلم تنگه دلم تنگه برایت نگاهم با نگاهت داشت عادت چی می شد اون هوای برفی و سرد تو رو راهی این خونه نمی کرد بهار کاغذی خونه ي من تو رو راضی نکرد آخر به موندن من عادت می

برچسب: نویسنده: مبین فدایی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 22:12

صفحه بندی